تبليغات X

تنها نگاهی بود، بی هیچ کلامی، نگاهی که آتش بر خرمنم زد، سوختم بی صدا، خاکستر شدم، باد مرا برد، بیا، دوباره در من بنگر، تا چون افسانه ققنوس از نو بپا خیزم، بسوزم، خاکستر شوم و.......... دوباره بیا

 
منوي اصلي
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
آلبوم عکس

پست الکترونیک
پروفایل

بلاگ تك
طراح قالب


موضوعات
آبان

لینک دوستان

 قالب وبلاگ


نویسندگان
<%Category%>mstaheri
 
آمار

آماربازديد ها


مطالب سايت

 

 

آسمان را هوس بوسه زدن بر خاک است

باران بهانه است...

 

 

عده ای برای خواندن نماز باران رفتند... تنها یک نفر با خود چتر برد...

 

پ.ن: باور داشتم... اعتماد هم کردم...

 

 


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در شنبه 17 بهمن 1388 و ساعت 3:59 قبل‏ازظهر + ارسال نظر .. 0 نظر وجود دارد
 

 

نفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم؟

که به روی دوست ماند که برافکند نقابی...

 

دلم قرص است. دلم به فردایی که می آید قرص است؛ به فردایی که خورشید به شکل دیگری طلوع می کند و گرمایی متفاوت به زمین می بخشد. دلم به رفتن ما و آمدن او قرص است. دلم به گرمای نگاه آدم ها قرص است وقتی که بی دریغ می بخشند، بی دریغ مهربانی می کنند و بی واهمه با دشواری ها روبهرو می شوند و می دانم درست همین وقت هاست که او هم دلش برای آمدن می تپد و مطمئنم همین وقت ها خدا از آفرینش خود، حس خوبی دارد؛ این وقت ها صفت احسن الخالقین او تجلی آشکارتری دارد.

دلم قرص است. دلم به فردایی که می آید قرص است؛ به فردایی که آدم بزرگ ها از لبخند ساده بچه های کوچک به روی همه موجودات تعجب نمی کنند؛ فردایی که آدم بزرگ ها، راحت دوست شدن کودکانشان را با گربه و مورچه و ناراحتی و گریه شان را برای از دست دادن جوجه و ماهی کوچکشان می فهمند.

دلم قرص است. دلم به فردایی که می آیی قرص است؛ به فردایی که تصویر لبخند مهربان خدا، در دل ها تکثیر می شود و همه می فهمند که انتقام خدا رنگ دیگری دارد و از جنس انتقامی که ما می شناسیم نیست. همه درمی یابند مجازاتی که خدا وعده داده است، چیزی جز کارهای زشت و سیاهی هایی نیست که بعضی از آدم ها، آن را برای دنیای دیگران می خواهند و خداهمه را در این دنیا و آخرت به خودشان برمی گرداند...

 

محمد مصطفی نیا

 

پ.ن: دلم قرص است. نگران چیزی نیستم که تو فراموش کرده باشی...

 


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در سه شنبه 22 دي 1388 و ساعت 4:04 قبل‏ازظهر + ارسال نظر .. 0 نظر وجود دارد
 

 

 

انا العباس واویلا

حسین تنهاست واویلا

 

گفتند زمان واقعه کربلا در روز عاشورا، فتنه باعث شد حق از ناحق قابل تشخیص نباشد...

گفتند آخرالزمان آنقدر شبهه زیاد می شود که 40 نفر از علمای اسلام شک می کنند...

و حالا ... ما در میان ایستاده ایم... نه عاشوراست ... نه ظهور... حق کجاست؟

 

 


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در سه شنبه 8 دي 1388 و ساعت 11:56 قبل‏ازظهر + ارسال نظر .. 0 نظر وجود دارد
 

 

خیز جامه نیلی کن

روزگار ماتم شد

دور عاشقان آمد

نوبت محرم شد...

 

تو هم اعتماد کردی... به مردم کوفه... نه، به نامردمان کوفه... و باز هم خیانت... سال هاست که بر چهره هستی گرد غم پاشیده شده از این خیانت... سال هاست که محزون این خیانتیم... سال هاست که با شناخت یا بدون معرفت اشک می ریزیم... هنوز نه آن اعتماد را فهمیده ایم نه این خیانت را... انگار منافقین مسلم نما همه جا هستند... از آن زمان تا امروز... هر چه اشک بریزیم فایده ای ندارد... ننگ این خیانت شسته نمی شود...

 

پ.ن: می ترسم از منافقین، از مسلم نماها، از بی معرفتی...

پ.ن: من هم اعتماد کردم...

 

 


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در شنبه 28 آذر 1388 و ساعت 4:28 قبل‏ازظهر + ارسال نظر .. 0 نظر وجود دارد
 


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در يكشنبه 1 آذر 1388 و ساعت 1:47 قبل‏ازظهر + ارسال نظر .. 0 نظر وجود دارد
 

 

هرگز اين قصه ندانست كسي
آن شب آمد به سراي من و خاموش نشست
سرفرو داشت نمي گفت سخن
نگهش از نگهم داشت گريز
در كنارم بنشست
بر سرم دست كشيد
بوسه بخشيد به من
ليك ميدانستم
كه دلش با دل من سرد شده ست...

 

 

یاد من باشد که چند سال است اول مهر برای من، تنها یادآور ترافیک بیشتر است...

یاد من باشد که بیدار شدن صبح برابر تکرار مکررات تلخ و کسل کننده است...

یاد من باشد که دیگر هیچ روزنه ای وجود ندارد که نور از آن بتابد...

یاد من باشد که گرد و غبار همه جا را گرفته، حتی دل ها را...

یاد من باشد که احترام و اعتماد شکست، دیگر ارزشی ندارد...

یاد من باشد که این بازی تمام شده...

یاد من باشد که تنها هستم...

 

پ.ن: سه شنبه چرا تلخ و بی حوصله... 12 آبان، پایانی دوباره...

 


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در شنبه 16 آبان 1388 و ساعت 8:39 قبل‏ازظهر + ارسال نظر .. 0 نظر وجود دارد
 

 

 

دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است.

دکتر علي شريعتي

 

 

چند رکعت مانده تا قنوت ... تا ربنای عشق ... دلتنگم ... قیامم به آسمان می رسد ... رکوعم کمر کوه را خم می کند ... سجده ام زمین را می لرزاند ... سهم من تنها ربنای عشق قنوت است و سلام وصال ... چه حیف که وصال بی جدایی معنا ندارد ... چه خوب که وصال بی جدایی معنا ندارد ... من یقین دارم به تکبیره الاحرام بندگی ... هفت بار به نیت واپس زدن هفت پرده نفس ... به نیت عبور از هفت آسمان ... به نیت پرواز دل ...

 

پ.ن: دوست داشتن را کم داشتم. اکنون دوست داشتن را دارم ولی دوست را کم دارم...

 


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه 29 مهر 1388 و ساعت 12:05 بعدازظهر + ارسال نظر .. 1 نظر وجود دارد
 

ماه منی...

 

من میهمان خدایم... و چه زیباست این میهمانی... چه بزرگ است میزبان من... و من... چه بزرگم که بنده چنین خدایی هستم...

 

 


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در دوشنبه 16 شهريور 1388 و ساعت 10:30 قبل‏ازظهر + ارسال نظر .. 1 نظر وجود دارد
 

ماه رمضان...

 

رمضان و تجلی و بتسماء...

 

 

امسال همه گیج بودن. نفهمیدن کی ماه رمضان اومد... یه دفعه نیگا کردن دیدن ماه رمضان شروع شد... همه می گفتن امسال چرا اینجوری شد. اصلا نفهمیدیم کی ماه رمضون اومد... امسال خیلی درگیر دنیا شدیم....

 

 

پ.ن: خسته ام روزهای عادی... 11 ماه شعبان یک ماه هم رمضان... چه عاشقانه آمدی...

 


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه 11 شهريور 1388 و ساعت 4:41 قبل‏ازظهر + ارسال نظر .. 0 نظر وجود دارد
 

 

السلام علیک یا اباصالح المهدی (عج)...

مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد

از جاده سه شنبه شب قم شروع شد....

 

مدام صدای اذان می آید. اذان بی موقع ... و این یعنی ... باز حقی ناحق شده ... ولی انگار همه گوش ها کرند. یا شاید وجدان ها خوابند و این صدا اهمیتی ندارد و شاید پست تر... خودشان را به نشنیدن می زنند تا گوش و خاطرشان آزرده نشود... ای کاش می آمدی... باز حقی ناحق شده ...

 

 


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه 14 مرداد 1388 و ساعت 9:19 قبل‏ازظهر + ارسال نظر .. 0 نظر وجود دارد
 

پیچک...

 

کاش ما هم زندانی پیچک بودیم...

 


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه 31 تير 1388 و ساعت 9:13 قبل‏ازظهر + ارسال نظر .. 0 نظر وجود دارد
 

وطنم پاره تنم، ای زادگاه میهنم

بر خاک تو بوسه می زنم ایران...

 

حاضر نیستم از شبهه هایم در این روزها بنویسم که حتی شاید کوردلان دشمن صفت فرصت طلب، از گله های من از نابرادران اهل سیاست که باهم در این وطن زندگی می کنیم، سودجویی کنند. آهسته و در گوش محرمان زمزمه می کنم تا یا دلیلی بیابم یا سنگ صبور همراهی برای خون دل خوردن و دم برنیاوردن... تا برپایی عدالت، صبر می باید، صبر...

 

هیچ وقت فرصتی نیست... دل تنگی ها ادامه دارد... ازدحام روزمرگی جایی برای بودن باقی نمی گذارد... و باز من تنهایم... می شود رویاهای رنگی را تصور کرد، اما... وقتی تلاش می کنی برای تحققش، سیلی واقعیت تنها چیزی است که حس می کنی... خیلی خسته ام...

 

پ.ن: بانوی من، میلادت مبارک است و ما قدر نمی دانیم...


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در يكشنبه 24 خرداد 1388 و ساعت 2:51 قبل‏ازظهر + ارسال نظر .. 0 نظر وجود دارد
 

 

فاطمه...

پ.ن: چقدر دیر...

پ.ن: دلتنگم...

پ.ن: هیاهوی انتخابات و سیاست زدگی... دریغ از ذره ای حقیقت...

 


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در يكشنبه 10 خرداد 1388 و ساعت 2:13 قبل‏ازظهر + ارسال نظر .. 1 نظر وجود دارد
 

 

ما بدين در نه پي حشمت و جاه آمده ايم

از بد حادثه اينجا به پناه آمده ايم...

 

چه مصيبتي است كه وقتي كسي را مي رنجاني، خود مي رنجي... اين سرشت آدمي است، به جز محبت نمي شناسد و چقدر سخت است مهار كردن هواي نفس و طوفان غرور... كاش مي شد در برابر ب عدالتي ديگران سكوت كرد به جاي مقابله به مثل. به جاي محكوم كردن، تلافي و رنجاندن...

چقدر خسته ام...

عجب از اشرف مخلوقات كه غره به هيچ است. گمان مي برد دنيايي براي خود ساخته... اسفا كه فقط تاري به دور خود تنيده كه تنها ثمره اش بي ثمري است... وقتي فقط خود را مي بيني، نه ياد مي گيري، نه رشد مي كني و نه به كمال مي رسي... چه فلسفه اي دارد اين رنجاندن و رنجيدن... حكمت آفرينش و عدالت محض... مجازات با جرم تناسب دارد...

مي رنجاني، پس به كمال نمي رسي

هر قانوني معكوسي دارد...

پاداش صابران، كمال است

 

پ.ن: ما خلقت هذا باطلا...

 


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در يكشنبه 20 ارديبهشت 1388 و ساعت 5:11 قبل‏ازظهر + ارسال نظر .. 0 نظر وجود دارد
 

 

باز شد پيك سپيده، ماه رفت

صبح در كوچه خورشيد راه رفت

آغوش پنجره وا شد

لبريز از نور و صدا شد

جاري باش اي همزاد

چون زلف چمن در باد

مثل صبح چون ميلاد

عاشق باش پر از پرواز

چون باران بخوان آواز

اي همراز

اي همراز

اي آشنا در اين سفر

با ما بيا ...

 

پ.ن: كمبود دوست آوردم...

 

 


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در شنبه 22 فروردين 1388 و ساعت 9:45 قبل‏ازظهر + ارسال نظر .. 1 نظر وجود دارد
 

دعاي شرف شمس

 

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم اني اسئلك بالهاء من اسمك الاعظم و بالثلاث العصي و الالف المقوم و بالميم الطميس الابتر و بالسلم و بالاربعه التي هي كالالف بلا معصم و بالهام المشقوقه و الوا و المعظم صمره اسم الشريف ان تصلي علي سيدنا محمد و اله بعدد حرف ماجدي بي القلم و ان نقضي حاجتي


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه 19 فروردين 1388 و ساعت 3:33 قبل‏ازظهر + ارسال نظر .. 2 نظر وجود دارد
 

 

بفرماييد فروردين شود اسفندهاي ما

نه بر لب، بلكه در دل گل كند لبخندهاي ما

بفرماييد هر چيزي همان باشد كه مي خواهد

همان، يعني نه مانند من و مانندهاي ما

بفرماييد تا اين بي چراتر كار عالم؛ عشق

رها باشد از اين چون و چرا و چندهاي ما

سر مويي اگر با عاشقان داري سر ياري

بيفشان زلف و مشكن حلقه پيوندهاي ما

به بالايت قسم، سرو و صنوبر با تو مي بالند

بيا تا راست باشد عاقبت سوگندهاي ما

شب و روز از تو مي گوييم و مي گويند، كاري كن

كه " مي بينم" بگيرد جاي " مي گويند" هاي ما

نمي دانم كجايي يا كه اي، آنقدر مي دانم

كه مي آيي كه بگشايي گره از بتدهاي ما

بفرماييد فردا زودتر فردا شود، امروز

همين حالا بيايد وعده آينده هاي ما

 

 

قيصر امين پور

 

 

و ...

- امسال آخرين مقصد سفرهاي استاني هيات دولت: كردستان

- تكليف آقاي خاتمي هم مشخص نشد كه بالاخره كانديد ميشه يا نه؟!

- جشن پايان سال محل كارم هم كه نور علي نور...

- 2 تا ماهي قرمز كوچولو هم برام خريدن...

- دلم براي خيلي از روزهاي سال گذشته تنگ شده... از خدا مي خوام كه سال آينده روزهاي بهتري داشته باشم...

و شايد اين تعطيلات آغاز يه تحول بزرگ باشه...

 

 


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه 28 اسفند 1387 و ساعت 12:40 بعدازظهر + ارسال نظر .. 2 نظر وجود دارد
 

يا فتاح و يا مرتاح


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در يكشنبه 11 اسفند 1387 و ساعت 9:06 قبل‏ازظهر + ارسال نظر .. 2 نظر وجود دارد
 

هر كه آمد بار خود را بست و رفت،

ما همان بدبخت وخوار و بي نصيب،

ز آن چه حاصل، جز دروغ و جز دروغ؟

ز اين چه حاصل، جز فريب و جز فريب؟

 

مهدي اخوان ثالث، زمستان

 

پ.ن: خدايا ما را از شر همگان حفظ فرما...

 


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در يكشنبه 27 بهمن 1387 و ساعت 10:11 قبل‏ازظهر + ارسال نظر .. 1 نظر وجود دارد
 

 

دوره ی ارزانی ست
شرف اينجا ارزان
تن عريان ارزان
آبرو قيمت يک تکه نان
و دروغ از همه چيز ارزانتر
و چه تخفيفی خورده ست
قيمت هر انسان!!!

 

 

 

يه سوءتفاهم باعث شده بود كه 3 ماه تمام زندگي من بريزه به هم. باز هم به دليل يك حقيقت نيمه پنهان. خداااااااااا...

 

 

 

پ.ن1: جمعه شبكه اول يه كاتون پخش كرد توي برنامه هر چي شما بگين به اسم كبوتر بي باك. داستانش هم جذب نيرو براي ارتش بود كه توي جنگ نامه رسوني كنن. جالب اين بود كه نقاشي اين كبوتره تابلو بود كه دختره. اون وقت تا آخر كارتون 5 تا كبوتر نشون دادن با صداي دوبله شده مرد. سوتي شون خيلي قشنگ بود. يه جا كه سربازها صف وايساده بودن فرماندشون گفت خيلي خوب دخترها!! و اونا با صداي مردونه جوابش رو دادن!!

 

پ.ن2: اون هفته قاضي شريفي، ترور شد. ولي همش توي اخبار تلويزيون گفت " مرحوم" " فوت كرد" " قرباني" و از كلمه "شهيد" استفاده نكرد. نمي دونم چي پشت پرده است. با اينكه در راه دين و ميهين ترور شده بهش شهيد نمي گن و حتي يه پيام تسليت هم صادر نشده. يا اينكه مردم ما ديگه از شنيدن نام شهيد خسته شدن. با اينكه تو اين چند وقت همش داره از شهداي غزه صحبت ميشه... چه خبره؟؟؟

 

پ.ن3: اون هفته رفتيم سومين سالگرد يه شهيد. و چقدر از اون لحظه دلم مي خواد هاي هاي گريه كنم. چقدر سخته بغضي رو تو گلو تحمل كني كه نه مي توني بشكنيش نه مي توني فراموشش كني...

 

پ.ن4: ديروز تنها شادي اين دو ماه مصيب بود. ميلاد باقرالعلوم...

 


 
|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در شنبه 12 بهمن 1387 و ساعت 11:05 قبل‏ازظهر + ارسال نظر .. 1 نظر وجود دارد

  مطالب گذشته
اعتماد... تردید ندارم... محرم، ماه حق... محرم شد دل و جان یادم آمد... سنگدل...
  صفحات سايت

[ آخرین صفحه ] [ صفحه 1 از 9 ] [ صفحه بعد ]

درباره وبلاگ

به باد حادثه بالم اگر شكست، چه باك!

خوشا پريدن با اين شكسته بالي ها!

آرشيو


طراح و قدرت
RSS

POWERED BY
Blogtak.com

DESIGN BY
Plm.ir



designed by: Plm.ir , all rights reserved

http://mary.blogtak.com/

http://blogtak.com/profiles/mstaheri.html

http://mary.blogtak.com/

http://mary.blogtak.com/

ققنوس

ققنوس

ققنوس

ققنوس

free blog

blogtak

قالب وبلاگ

free template blog