تبليغات X

تنها نگاهی بود، بی هیچ کلامی، نگاهی که آتش بر خرمنم زد، سوختم بی صدا، خاکستر شدم، باد مرا برد، بیا، دوباره در من بنگر، تا چون افسانه ققنوس از نو بپا خیزم، بسوزم، خاکستر شوم و.......... دوباره بیا

بي دل...

 

آدمي در عالم خاكي نمي آيد بدست

عالمي ديگر ببايد ساخت ازتو آدمي

 

دلم را نمي خواهم. مي تواني آن را برايم نگه داري؟ به امانت. دلم فروشي نيست. فقط چند وقتي است روي سينه ام سنگيني مي كند. خودش نه. اما غمي كه دارد خيلي سنگين است. دلم نازك است. مي ترسم با اين غم سنگين بيفتد و بشكند. فقط براي مدتي. تا وقتي كه باران ببارد و دلم را پاك كند. بشويد و اين غم سنگين را با خود ببرد. مي تواني؟ فقط براي چند... شايد فقط چند لحظه.

 

پ.ن: آدم شدن محاله...

 

|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در شنبه 28 ارديبهشت 1387 و ساعت 3:30 قبل‏ازظهر ارسال نظر
نويسنده : minoo
با اين نظرت موافق نيستم اگه طرف واقعا" بخواد ميتونه كه آدم بشه
2:47 بعدازظهر , سه شنبه 15 مرداد 1387 .. ارسال شده توسط minoo (سايت - ايميل)


[ آخرین صفحه ] [ صفحه 19 از 155 ] [ صفحه بعد ]