تبليغات X

تنها نگاهی بود، بی هیچ کلامی، نگاهی که آتش بر خرمنم زد، سوختم بی صدا، خاکستر شدم، باد مرا برد، بیا، دوباره در من بنگر، تا چون افسانه ققنوس از نو بپا خیزم، بسوزم، خاکستر شوم و.......... دوباره بیا

السلام عليك ايتها الصديقه الشهيده يا فاطمه الزهراء...

 

زن مگو مرد آفرين روزگار

زن مگو بنت الجلال اخت الوقار

زن مگو عرش خدا را قائمه

يک محمد يک علي يک فاطمه

 

امروز آسمان هم ابري بود. هواي باريدن داشت...

 

پ.ن: وامصيبتا از اين مصيبت...

 

|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در دوشنبه 30 ارديبهشت 1387 و ساعت 9:20 قبل‏ازظهر ارسال نظر


[ آخرین صفحه ] [ صفحه 19 از 156 ] [ صفحه بعد ]