تبليغات X

تنها نگاهی بود، بی هیچ کلامی، نگاهی که آتش بر خرمنم زد، سوختم بی صدا، خاکستر شدم، باد مرا برد، بیا، دوباره در من بنگر، تا چون افسانه ققنوس از نو بپا خیزم، بسوزم، خاکستر شوم و.......... دوباره بیا

هفت بار زنده شدم...

 

هر چه رویید از پی محتاج رست

تا بیابد طالبی چیزی که جست

هر که جویا شد بیابد عاقبت

مایه‏اش درد است و اصل مرحمت

هر کجا دردی دوا آنجا رود

هر کجا فقری نوا آنجا رود

هر کجا مشکل جواب آنجا رود

هر کجا پستی است آب آنجا رود

آب کم جو تشنگی آور به دست

تا بجوشد آبت از بالا و پست

 

امن یجیب المضطرإذا دعاه و یکشف السوء
آیا کیست که مضطر را هنگام نیاز اجابت کند و بدی را از وی دور سازد ( او بهتر است یا این بتهای ناتوان ؟ )

نمل، آيه 62

 

هفت بار خواندم. به تقدس عدد هفت، هفت بار خواندم. هفت بار دلم پر كشيد. هفت با از شك به يقين رسيدم، از خوف به رجاء، از تاريكي به نور. هفت بار زمين خوردم و بلند شدم. هفت بار ترسيدم و پناه بردم. هفت بار گريه كردم و فرياد خواستم. هفت بار به قلبم رجوع كردم و لرزيدم. هفت بار دلتنگ شدم. هفت بار در آغوشت آرام گرفتم. هفت بار تو بودي و من... هفت بار تو را ديدم...

 

پ.ن: اگر كسي را مهمي پيش آيد نادعلي را هفت نوبت بخواند به نيت آن مهم. البته برآورده شود.

 

|لينك ثابت| نوشته شده توسط مریم در شنبه 25 آبان 1387 و ساعت 11:02 قبل‏ازظهر ارسال نظر


[ آخرین صفحه ] [ صفحه 6 از 160 ] [ صفحه بعد ]